محمد تقي جعفري
266
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
« فرصتى دان كه ز لب تا به دهان اين همه نيست » و اگر منظور از علم ، دانشهاى تحقيقى و جوشنده از منابع مغزى و روانى خود انسان بوده باشد ، نه اندوختههاى تقليدى [ در موضوعات تحقيقى ] ، پيشدستى و غنيمت شمردن فرصت براى بدست آوردن آن ، چنان ضرورتى دارد كه پيشدستى براى بدست آوردن حياتىترين عامل حيات . اين گونه علوم همان نفحات ربّانى است كه پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم دستور به غنيمت شمردن آنها فرموده است : ألا إنّ لربّكم فى أيّام دهركم نفحات ألا فتعرّضوا لها - ) * گفت پيغمبر كه نفحتهاى حقّ اندرين ايّام مىآرد سبق گوش و هش داريد اين اوقات را در ربائيد اين چنين نفحات را نفحه اى آمد شما را ديد و رفت هر كه را مىخواست جان بخشيد و رفت نفحهء ديگر رسيد آگاه باش تا ازين هم وا نمانى خواجه تاش مخصوصا عشق به واقع يا بى با نظر به برتر بودن آن از سوداگريهاى مال و جاه و مقام ، بيش از ديگر عشقها و علاقهها در معرض افسردگى و فروكش كردن است ، تا آن گاه كه در اعماق جان نفوذ كند و مفسّر هدف و فلسفهء زندگى تلقّى شود . در اين صورت است كه خشكيدن ، راهى به ريشه و شاخه و به چشمه سار علم نخواهد داشت ، زيرا وصل به درياى بيكران علم الهى است . قطرهء دانش كه بخشيدى ز پيش متّصل گردان به درياهاى خويش و مسألت مىنمايم كه : قطرهء علم است اندر جان من وا رهانش از هوى و ز خاك تن احتمال ديگرى مىرود كه منظور ، خشكيدن ريشهها يا ساقهها و شاخهها و يا چشمه سارهاى علم در امتداد تاريخ باشد ، يعنى پيشدستى كنيد به فراگيرى علوم مفيد به حال انسانها ، پيش از آنكه جريان علم مبدّل به ركود گردد . بيائيد در اين جريان اسف انگيز دقّت لازم را داشته باشيم كه مدّتهاى طولانى است